تبليغاتX
پیرامون

پیرامون

زنان فتنه، مردان تنها

نقدی کوتاه بر سریال مختار نامه

 

هنوز چند قسمتی از سریال مختار نامه نمی گذرد اما به نظر می رسد « سالی که نکوست از بهاراش پیداست »  زنان این سریال همه یا فتنه هستند یا خاله زنک کم کم دارم به این نتیجه می رسم که سریال یوسف پیامبر خیلی بهتر از این سریال بود اگر چه زنان در این سریال هم مشغول حسادت و خاله بازی بودند اما حداقل این کار آنها در روند سریال و سرنوشت یوسف اثر گذار بود .

از قسمت ابتدایی  این سریال تا به امروز که 4 قسمت از آن پخش شده هیچ یک از زنان الگوی زن خوب قصه نیستند و همه نقش منفی دارند . حتی شیرین ( همسر کیان ) که به نظر زن خوب قصه است همراه همسر نیست در واقع نگران زندگی خودش است و بیشتر از آنکه از مرگ معاویه تعجب کند خیالش آسوده شد که همسر اش به طلب زنی  دیگر نیامده !!!!!

یا عمره زن دوم مختار که به ظاهر زن همراه شوهر است در پی حفظ موقعیت فعلی خود است نه چیزی بیشتر در واقع هیچ یک از زنان سریال حامی امام و معصومین نیستند و حتی علاقه ای هم در آن ها یافت نمی شود. آیا واقعا چنین بوده؟  هر چه پیش می رویم زنان این سریال را با سریال زیبای امام رضا (ع) مقایسه می کنم . زنانی جسور عاشق امامت و ولایت عاقل دانا همراه همسران  دارای درایت و زکاوت و با هوشی اسب سوار و جنگ جو در عین حال رحیم و دل سوخته . که حتی شخصیت منفی داستان نیز دارای این ویژگی ها نیز هست و بدون خاله بازی ها نقش منفی خود را در روند داستان طی می کند .

در برنامه های تلوزیونی کشورمان کم نیستند سریال های ایرانی که به بد جلوه دادن زنان و فتنه انگیزی آنان می پردازند اما بی شک جامعه شناسان و دانشمندان ما بی خبرند که این روند سریال ها چه اثرات بدی بر جامعه می گذارد . نگاه بد مردان به زنان و پایین انگاشتن آنان بی توجهی به زنان و کم توجهی به آنان و حتی متلک ها و حرف های رکیک مردان در خیابان به دختران و زنان ایرانی  تنها بخشی از اثرات منفی این نوع سریال ها هستند اگر چه مخاطب عامه با دید این سریال ها در قیاس با سریال های خارجی که از همین شبکه ها پخش می شود دچار تضاد فرهنگی نیز خواهند شد. و این روند برای ایرانی که در پی توسعه ورشد جامعه است اصلا مناسب نیست زیرا یکی از معیار ها رشد و توسعه در تمام دنیا بهود نگاه به زن و جایگاه زن در جامعه است .

از این گذشته دیالوگ های ساده و عامیانه با بیانی ادبی است که جلوه بدی به سریال داده است .تنها نکته مثبت این فیلم جلوه های ویژه آن است که قابل  تحسین است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 20:36  توسط الهام  | 

تولدت مبارک پیرامون

امروز تولد ۲ سالگیه پیرامونه خیلی خوشحالم خیلی زیاد امیدوارم که .....

به هر حال تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 2:4  توسط الهام  | 

یه پست جدید بعد از مدتها

هابیل و قابیل در حال جنگ

 

یه وقتایی جواب سوالی رو که سالها دنبالشی جایی پیدا می کنی که اصلا به فکرت هم نمی رسه . یه جای نزدیک ... دور.... و شاید هم هردوش. اصلا فکرشو نمی کردم جواب سوالمو – اینکه چرا مردا ها نمی خوان به زن ها احترام بزارن – تو یه کتاب جیبی کوچیک یه اثر تقریبا کلاسیک پیدا کنم . کتاب خاطرات آدم و حوا.

اولش که کتاب و شروع کردم فقط دنبال سرگرمی بودم اما حالا جواب سوالم و پیدا کردم . قبلا فکر می کردم آدم به خاطر رانده شدن از بهشت حوا ر و مقصر می دونست به همین خاطر بود که این حس کینه به وجود اومد . اما کم کم به این نتیجه رسیدم که حوا خودش کوتاه اومد و باعث این ماجرا  ها شد . گاهی هم به این فکر می کردم که چون حوا بعد از آدم خلق شده این داستان ها شکل گرفته اما امروز درست همین یک ساعت پیش به این نتیجه رسیدم که آدم عاشق حوا بوده و از خوردن میوه ممنوعه و رانده شدن از بهتشت زیباد هم ناراحتش نکرده . بر عکس فکر می کنم به خاطر روحیه قدرت طلبی اش تازه فرصت پیدا کرده که خودش رو به نمایش بزاره و استعداد ها ش رو نشون بده . در واقع حوا درست موقعی که آدم در تنهایی فورو رفته بوده به وجود آمده پس آدم به اول و دوم بودنش فکر نمی کرده چون از تنهایی در اومده بوده پس نمی تونه دوم بونش رو به رخ اش بکشه و اونو اذیت بکنه.چون فلب پاکی داشته . پس چی باعث می شه که زن همیشه دوم باشه مورد ظلم قرار بگیره عامل شیطانی باشه (به اعتقاد برخی البته) و تمام قوانین برعلیه اون باشه ... جواب در سرزمین تبعید است . جایی که فرزندان آدم به دنیا می آیند. هابیل پسر دوم خانواده کوچک بنی بشر است .او از مادر درس محبت گرفته و به همه احترام می گذارد و خواهران دیگراش را هم سطح خود می داند آنها  را به خاطر توانایی شگرفشان از جمله تولد فرزند که در واقع مانند  پروردگار می توانستند خلقت کنند می ستاید . آنچه دارد با دیگران تقسیم می کند و خواهران نیز او را بسیار دوست دارند . مادر همواره کنار اوست و درس عشق به او می آموزد و از او می خواهد که به تمامی انسان ها عشق بورزد و بدان تفاوتی میان آن ها وجود ندارد. هابیل کمک حال پدر است رنج او را به دوش می کشد و ماجرای جالب خروج شان در بهشت را از زبان پدر می شنود .پدر مادر را می ستاید و می گوید : حوا خود بهشت است بی او تمامی بهشت های دنیا را نمی خواهم ... مادرت بهشت است ... اگر چه از بهشت تبعید شدیم و سخت زندگی می کنیم اما حالا دنیا را کشف می کنیم ولذت می بریم از احساسات گوناگون و مادرت بهشت است... اگر رانده نشده بودیم حالا شما اینجا نبودید و من شیرینی لبخند تو و برادارو خواهرانت را به دنیایی از بهشت نمی دهم.. هابیل مزارع سرسبز بسیار دارد و آنچه دارد بین همه تقسیم می کند.خداوند به پاس محبت هایش روزی اش را دوبرابر می کند و به خاطر عشقش به خانواده او را به درجه ای والا می رساند...

اما قابیل فرزند بزرگ خانواده است . بازیگوش سر به هوا خود خواه و خود پسند و.... حسادت دومین گناه عالم ...

او به برادر حسادت می کند چون تمام خانواده و به خصوص زنان خانواده هابیل را دوست دارند .همین یک دلیل کافی است برای کشتن برادر . قابیل که زنان را وسیله کسب قدرت می داند )به خاطر دید کوته نظرش) برای کسب دلشان به جای محبت به مادر و خواهر ، برادر ر ا می کشد...

خانواده از او دل می برد به خاطر کشتن هابیل و  مادر اشک می ریزدو به قابیل دشنام می دهد چرا که قلبش شکسته و فرزند اولش قاتل است فرزند دوم اش مقتول،خواهر محبوبش از او روی بر می گرداند . قابیل کینه می کند و از  آن به بعد داستان رانده شدن از بهشت را برای فرزندان پسر اش به گونه ای تعریف می کند که آنها زنان را مسبب ویرانی خود بدانند و بهشت را برای آنها طوری که می خواهد بدون آن که دیده باشد تعریف می کند و از آن به بعد مردان نگاهی سرد و خشمگین به زنان دارند آنها را محدود می کنند تا مبادا قدرتمد شوند و دوباره سیبی به آنها بدهند ....غافل از آنکه اگر حوا نبود اگر سیب نبود آن ها امروز نبودند که از زیبایی های دنیا بهرمند شوند. که عشق را تجربه کنند که لبخند شیرین فرزند را ببینند که شیرینی هم آغوشی را حس کنند و لذت خواب بعد از یک روز سخت را درک کنند.....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 3:14  توسط الهام  | 

بستر تاریخ و اسطوره شناسی زیبایی

 
 زن بودن مساوی با زیبایی جمال است؟؟

یوسف از خدای خویش برای اثبات وجود خدا برای بندگانش زیبایی و جوانی و طراوت زلیخا را در خواست میکند .زلیخای پیر و فرتوت زیبا می شود برای اثبات وجود خدا ی یوسف که بی گمان دل یوسف نیز طالب این زیبایی بوده است .ارزو و تمایل یوسف نیز از پیش در تصوری از زیبایی برای زن ،به یک درخواست مبدل می شود..زلیخا زیبا می شود .زیبا نه به مانند زن زیبای جذامی یا زن سرخ پوست جنگل نشین و سیاه پوستی بومی و یا زن روستا نشین ی که که در زیر شلاق های نور افتاب داس به دست به سرخی گراییده .زلیخا تبدیل یک اسطوره است.
زلیخا یک اسطوره و ارمان یک ملت می شود ارمان مردانی که زیبایی زن را در جمال و در تعریفی یکسان از زیبایی می بیننند. ارمان زنانی که زیبایی را به بر ورویی گلگون و سفید و خواستی برای دیگری میبینند.
نقاشی ها زبان گویایی از روح یک نقاش و ارمانهای اجتماعی یک جامعه است که در فرد هنر مند هبوط کرده است.از سر دلتنگی و گریز از ادم ها که حتی گفتگو و زبان که ناب ترین شکل تفهم بشری است در هجوه ای از نا نفهمی ها به دری بسته در فهم تبدیل میشود.به موزه هنر های معاصر و صورت مادی از ذهن بشر، و دیدن نگارگری هنرمندانی پناه میبرم که خودشان در انجا حضور ندارند اما اثرشان زبان رسای ارمان و دنیایشان است.در این نگار گری ها صورت انسانها به وضوح نمایان است به خصوص چهره زنان نه در پس معجر که در رخنمایی با موهایشان زیبایی دیگری از زن را به نمایش میگذارند.اینجا هم زنان زیبا و اسطوره ای می بینی در معنای عرفانی ،زنانی با جمالی زیبا جام شراب به دست گرفته در اغوش مردانی که کمانچه به دست بر جایگاه نیاز ند و زنان بلند بالا و کمر باریکی که قوسی به کمر دارند، در عشوه گری و ناز.چشمانی کشیده لبانی به رنگ انار و دماغی فندقی و ابروهایی کمانی و صورتی بورژوایی و سفید افتاب نخورده. به خود می گویم اینجا و انجا همه زنان یک شکلند و همه باید زیبا باشند.پس زن مساوی است با زیبایی.به موزه فرش می روم بر روی فرشی از دیار کاشان که متعلق به قرن 13 هجری بود عکس حوا و ادم بافته شده بود اما اینجا تمثال حوا متفاوت بود .حوا با بدنی عریان که تنها برگی عورتش را پوشانده بود به مانند زلیخا و زنان موجود در نگار گری ها نبود .زنی چاق با شکم و سینه های بزرگ و دماغی برجسته و چشمانی بسیار ریز به تصویر کشیده شده بود.ایا ادم حوا را زیبا میدید؟
هنر .موسیقی، نقاشی مجسمه ها و قالی ها تصویر ارمان و ارزو های یک اجتماعند .حتی رویداد های تاریخی و داستان های مذهبی نیز به رنگ ارمانها بدل می شوند و ارمانها و کنش های اتی ما را شکل می دهند.ایا می توان اینده تاریخی و ارتباطی و کنشی جامعه خود را در این تصاویر و این فیلم هایی که خانواده ها ی بسیار،نو جوانان و جوانان و مردان و زنان را در جذبه خود به تماشا وامی دارد در بستر زمانی دید؟
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 22:28  توسط الهام  | 

گزارش جهانی جنسیت و نابرابری 2008 منتشر شد

نکته مدنظر در این گزارش رتبه 119 ایران است که در مقایسه با سال قبل 3 پله نزول فرمودیم.؟!؟!
آخرین رتبه متعلق به جمهوری عربی یمن مقام 133 جهان است و جالب تر اکثریت کشورهای عربی و اسلامی در ته این رنکینگ قرار دارند؟!؟
البته اگر بعضیها مثل همیشه در ایران این گزارش را سیاسی و سوگیرانه به نفع استکبار جهان خوار و ددمنش تعبیر و تفسیر نکنند؟!؟!؟
این گزارش وخیم تر شدن وضع زنان ایرانی و سایر کشورهای اسلامی (مخصوصا خاورمیانه) را در مقایسه با سالهای قبل نشان میدهد و 100 البته مصمم تر شدن زنان و مردان حامی جبهه برابری خواهی حقوق زنان و کودکان و گروههای سنی خاص را در پی خواهد داشت.
خلاصه گزارش در فایل پیوستی در فرمت اکسل اتچ شده است که برای آرشیو پژوهشهای علاقه مندان به مطالعات زنان مفید است. حتما داونلود کنین و به دیگران هم توصیه نمائید.
----
این هم خلاصه ای از تحلیل شبکه خبری بی بی سی :

مجمع جهانی اقتصاد گزارش سالیانه خود را درباره نابرابری های جنسیتی در 133 کشور جهان منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش کشورهای اسکاندیناوی در صدر جدول قرار گرفته اند چون از جمله در دادن مرخصی زایمان به زنان و مرخصی به مردانی که به تازگی پدر شده اند، دست و دل باز هستند، و همچنین استاندارد آموزشی بالایی دارند و یارانه های چشمگیری برای نگهداری از کودکان در نظر گرفته اند.
اما در حالی که کشورهای جهان در حال توسعه همچنان در رده هایی پایین جدول قرار دارند، برخی کشورهای غربی نیز عملکرد شایانی نداشته اند. ایران در این جدول در رده 119، تاجیکستان در رده ۸۹، سوریه در رده ۱۰۷، و ترکیه در رده ۱۲۳ قرار دارند.
آمریکا بعد از کوبا و باربادوس در رده ۲۷ و بریتانیا بعد از سریلانکا در رده ۱۳ جدول مقایسه فاصله زنان و مردان در فرصت های اقتصادی، آموزشی، بهداشتی و سیاسی قرار گرفته اند. چین در جدول رده بندی مجمع جهانی اقتصاد در رتبه ۵۷ و هند در رده ۱۱۳ قرار دارند. عربستان سعودی در این جدول در رده ۱۲۸ یعنی تقریبا در پایین ترین مرتبه دسته بندی ها قرار گرفته است.
نظر شما درباره این گزارش چیست؟ اگر در هر یک از این کشورها زندگی می کنید، این رده بندی با مشاهدات شما هماهنگی دارد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 21:13  توسط الهام  | 

گزیده ای از اعلامیه ی حذف خشونت علیه زنان


ماده 1- در این اعلامیه، عبارت "خشونت علیه زنان" به معنی هرگونه عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که به آسیب یا رنجاندن جسمی یا روانی زنان منجر می شود. یا احتمال نی رود که منجر شود، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه، اجبار یا محکوم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در نظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود.
ماده2 – نعبیر خشونت علیه زنان باید شامل موارد زیر، اما نه محدود به این موارد، باشد.
الف- خشونت جسمی، جنسی روانی که در خانواده اتفاق می افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسی دختربچه ها در خانه، خشونت مربوط به جهیزیه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان، خشونت مربوط به استثمار زنان و دیگر رسوم عملی که به زنان آسیب می رساند.
ب- خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعه عمومی اتفاق می افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسی، آزار جنسی و ارعاب در محیط کار، در مراکز آموزشی و جاهای دیگر، قاچاق زنان و تن فروشی اجباری
ج- خشونت جسمی، جنسی و روانی "شکنجه" در هر جائی، که توسط دولت انجام می شود یا نادیده گرفته می شود.
ماده3- زنان به طور برابر حق برخورداری و حفظ همه حقوق بشر و آزادی های اساسی در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و همه عرصه های دیگر را دارند. این حقوق از جمله شامل موارد زیر است:
1- حق زندگی
2- حق برابری
3- حق آزادی و امنیت جنسی
4- حق حمایت بالسویه قانون
5- حق آزادی از همه اشکال تبعیض
6- حق بهره برداری از بالاترین میزان ممکن سلامتی جسمی و روانی
7- حق شرایط عادلانه و رضایت بخش برای کار
8- حق این که فرد، مورد شکنجه یا دیگر مجازات ها یا رفتار خشن و غیر انسانی و تحقیر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 21:8  توسط الهام  |